درسنامه آموزشی تاریخ (1) انسانی کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی
درس 7: مطالعه و کاوش در گذشتههای دور
در این درس شما با مطالعۀ پیشینۀ تحقیقات علمی و منابع پژوهش تاریخ ایران در دورۀ باستان، انتظار میرود گونههای مختلف منابع پژوهش در تاریخِ ایرانِ باستان را شناسایی و دستهبندی کنید و اهمیت و اعتبار هر دسته را بسنجید.
پیشینۀ پژوهش در تاریخ ایرانِ باستان
الف- آگاهی تاریخی آمیخته با افسانه
ایرانیان تا حدود دو قرن پیش و قبل از اینکه رمزگشایی خط میخی و آغاز کاوشهای باستان شناسی، آگاهی و درک محدودی از تاریخ و تمدن باستانی خود داشتند، تا آن زمان مورّخان ایرانی بر پایۀ ترجمۀ خداینامههای متعلق به دوران ساسانی و نیز داستانهای شاهنامۀ فردوسی، تاریخ ایران در عهد باستان را مینوشتند. در واقع نوشتههای آنان، ترکیبی از افسانه و واقعیت بود. این مورّخان، تاریخ عصر باستان را به چهار دوره تقسیم میکردند (به نمودار خط زمان زیر نگاه کنید). مطالب مربوط به سلسلههای پیشدادیان و کیانیان آمیخته با افسانههای کهن بود، دربارۀ اشکانیان مطالب، بسیار کم و محدود به بعضی اسامی بود؛ ولی در خصوص ساسانیان اطلاعات و آگاهیهای تاریخی قابل توجهی وجود داشت.

تاریخ و افسانه
امروزه دوران سلسلههای پیشدادیان و کیانیان به عنوان دورهٔ فسانهای (اساطیری) تاریخ ایران شناخته میشوند. تاریخ بسیاری از اقوام و جوامع کهن از جمله تاریخ ایران زمین با افسانه و اسطوره آغاز میشود. واژههایی مانند افسانه، قصه، داستان و اسطوره، گرچه هریک معنای خاص و ریشۀ لغوی مخصوص خود را دارند، اما تقریباً همگی به معنای داستان یا سرگذشت خیالی و غیر واقعی به کار میروند. اسطورهشناسان، مورّخان و دیگر محققان دربارۀ اینکه محتوای افسانهها به کلّی غیر واقعی است یا نه، اتفاق نظر ندارند. بیشتر آنان بر این عقیده هستند که افسانهها بر اساس واقعیتهای تاریخی ساخته شدهاند، اما با گذشت زمان تغییر کرده و به شکل افسانه و اسطوره درآمدهاند.
فعّالیت 1 (صفحهٔ 62 کتاب درسی)
به پنج گروه تقسیم شوید و هر گروه با استفاده از مجموعه قصههای شاهنامه، یکی از داستانهای زیر را خلاصه و گزارش آن را در کلاس بخوانید و بگویید هر یک از این داستانها، متعلق به کدام یک از دورههای نمودار بالا است.
1- داستان جمشید، 2- داستان ضحّاک ماردوش؛ 3- داستان کاوۀ آهنگر؛ 4- داستان سیاوش؛ 5- داستان رستم و سهراب
داستان کاوه آهنگر:
ضحاک پادشاه تازی انسانی ناپاک بود. او برای این که دو ماری که بر شانه اش روییده بودند را سیر نگهدارد، هر روز مغز دو انسان را به آنها می داد. او شبی در خواب دید که پسر جوانی با گرز بر سر او می کوبد. یک پیشگو به او گفت این پسر فریدون نام دارد. ضحاک هرچه به دنبال فریدون گشت او را پیدا نکرد. بنابراین به راه حلی فکر کرد. راه حلش این بود که گواهیای بنویسد و همه بزرگان آن را امضا کنند. براساس این گواهی ضحاک به جز نیکی کاری نکرده است و حرفی جز به راستی نزده است. همه بزرگان به ناچار این گواهی را امضا کردند. اما ناگهان صدای داد و فریاد کسی از بیرون به گوش رسید. وی کاوه آهنگر نام داشت که درفش کاویانی او در تاریخ مشهور است. ضحاک دستور داد کسی که داد و فریاد می کرد را به داخل بیاورند. وقتی آن مرد به داخل کاخ آمد، دو دستش را بر سرش کوبید و فریاد زد:"منم کاوه که عدالت می خواهم. اگر تو عادلی به فرزند من رحم کن. من 18 پسر داشتم که تنها یکی از آنها باقی مانده است. مغز آخرین پسر من هم قرار است غذای ماران تو شود. من یک آهنگر بی آزارم. جوانی من به پایان رسیده و اگر این پسرم را بکشی فرزندی هم برایم باقی نمی ماند. اگر تو پادشاه هفت کشوری چرا رنج و سختیش را ما باید بکشیم. ای پادشاه ستم هم اندازهای دارد. چرا ماران دوش تو باید از مغز سر فرزند من غذا داده شوند؟"
ضحاک که تا به حال چنین حرف هایی نشنیده بود تعجب کرد و دستور داد فرزند کاوه را به او بازگردانند. بعد از کاوه خواست که گواهی را امضا کند. کاوه نوشته را خواند و بدون این که بترسد فریاد زد:"همه تان دارید به سوی جهنم می روید که به گفته های ضحاک گوش می دهید. من این گواهی را امضا نمی کنم". بعد در حالی که از خشم می لرزید با فرزندش از کاخ بیرون رفت. وقتی او رفت بزرگان به ضحاک گفتند:"چرا مقابل کاوه سرخ شدی و اجازه دادی پیمان را پاره کند و از فرمان تو سرپیچی کند؟" ضحاک گفت:"وقتی او به داخل آمد و دستانش را بر سرش زد من شگفت زده شدم. حالا نمی دانم از این ببعد چه پیش می آید که راز جهان را نمی دانم". وقتی کاوه از کاخ بیرون رفت، شروع به فریاد زدن کرد و دنیا را به عدالت فرا خواند. بعد چرمی را که آهنگران می پوشند بر سر نیزه کرد و با همان نیزه خروشان رفت و فریاد زد:"چه کسی می آید که فریدون را پیدا کنیم و به او بگوییم که پادشاه ما شیطان است". به اندازه یک سپاه آدم دور او جمع شد. خود کاوه فهمید که فریدون کجاست. رفتند و فریدون را پیدا کردند. فریدون وقتی چرم را بالای نیزه دید آن را به فال نیک گرفت و آن را با جواهر و طلا و دیبای روم آراست به طوری که رنگ های سرخ و زرد و بنفش گرفت و آن را "درفش کاویانی" نامید. از آن ببعد هم هر کسی که تاج پادشاهی را بر سر می گذاشت، به آن چرم بی بهای آهنگری جواهرات جدیدی اضافه می کرد. به این ترتیب درفش کاویان مثل خورشیدی در شب های تیره می درخشید و همه از آن امید می گرفتند. به هرحال فریدون چون وضع را به این گونه دید فهمید که کار ضحاک تمام است و با سپاهش برای جنگ با ضحاک به سرزمین تازیان رفت. فریدون کاوه آهنگر را فرمانده سپاه کرد و درفش کاویانی افراشته شد تا سپاه فریدون ضحاک را شکست دادند و او را مجازات سختی کردند.
داستان سیاوش:
سیاوش از ازدواج زنی از سلالهٔ گرسیوز با کیکاووس زاده شد. از آنجا که دربار، جایی مناسب برای پرورشِ سیاوش نبود؛ کیکاووس، سیاوش را به رستم سپرد تا وی را بپرورد و بیاموزد. رستم، در زابلستان، سیاوش را آیینِ سپاهراندن و کشورداری آموخت و برخی از شایستهترین ویژگیهای خود را به وی منتقل ساخت. چون سیاوش از زابلستان به کاخِ پدر بازآمد، کاووس وی را نواخت و به شادیِ آمدنِ فرزند جشنی برپا کرد. سیاوشِ خوشچهره - چنان که همه از زیباییِ وی همچون یوسف، حیرانند - از سویی دیگر، روحیاتِ اخلاقیِ نیک از جمله پاکدامنی و شرم نیز از ویژگیهای بارزِ وی است. سودابه دخترِ شاهِ هاماوران و همسرِ کیکاووس، پس از بازگشتِ سیاوش و دیدنِ او شیفتهٔ سیاوش شد. چنانکه در نهان، پیکی به سوی سیاوش فرستاد و او را به شبستانِ شاهی فراخواند اما سیاوش نپذیرفت. روزی دیگر، سودابه نزدِ کیکاووس رفت و از وی دستوری خواست که سیاوش را به شبستان بفرستند تا وی از میانِ دختران همسری برای خود برگزیند. سیاوش نیز به ناچار و برای اطاعت از دستورِ پدر به شبستان رفت. در بارِ سوم؛ سودابه، سیاوش را به نزدِ خویش فراخواند و خود را به وی عرضه کرد اما سیاوش برآشفت و به تلخی از آنجا برخاست. سودابه نیز کاووس را باخبر کرد و سیاوش را متهم ساخت. کاووس پس از شنیدنِ حرفهای سودابه، در این اندیشه بود که سیاوش را به کیفرِ گناه بکُشد اما برای آزمایش، نخست جامه و دستِ سودابه را بویید و در آن بویِ مُشک و گلاب و شراب یافت و در دستوبرِ سیاوش، بویی به مشامش نرسید. پس دانست که سودابه به ناراستی سخن گفته است و پسرش سیاوش بیگناه است: هنگامی که کیکاووس به ناراستیِ سخنانِ سودابه پی برد، خواست که وی را بکُشد اما از ترس کین خواهی شاهِ هاماوران و مشورت موبدان، آتشی برپا کرد تا به این روش، گناهکار را از بیگناه جدا سازد. سیاوش شخصیتی است که اهلِ سازش است و یکسره از خشونت دوری میکند. با اینکه کاووس میداند که سودابه گناهکار است اما با اینحال بر رأی موبدان و انتخابِ خودِ سیاوش، گذشتن از آتش را برای آزمونِ راستی میپذیرد اما سودابه از آزمون سرمیپیچد. سیاوش پس از دلداری دادنِ پدر، کفنپوشان با اسبش به میانهٔ آتش رفته و تندرست از آنسوی بیرون میآید. پس چون بیگناهیِ سیاوش بر شاه آشکار شد، شاه خواست که سودابه را بکُشد اما سیاوش میانجی گری کرد و از این کار جلوگیری کرد و خواهانِ بخششِ او از سوی شاه شد و کیکاووس نیز سودابه را بخشید و از گناهِ او چشم پوشید.
به هرحال، عموم مورّخان تا دویست سال پیش، در میان سلسلههای حکومتی ایران باستان، تنها از تاریخ ساسانیان اطلاع و شناخت نسبتاً در خورِ توجهی داشتند و سلسله و شاهان اشکانی را تا حدودی میشناختند، اما چندان شناختی از سلسلههای ایلام، ماد و هخامنشیان نداشتند و پادشاهان بزرگی چون کورش و داریوش هخامنشی را به درستی نمیشناختند؛ از اینرو، پارسه یا پرسه پلُیس، پایتخت هخامنشیان را به جمشید، پادشاه افسانهای ایران، نسبت میدادند و این مکان تاریخی را تخت جمشید مینامیدند. آنان همچنین پاسارگاد، پایتخت کورش را به حضرت سلیمان پیامبر منسوب مینمودند و آرامگاه بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی را قبر مادر حضرت سلیمان میشمردند.
ب- آگاهی تاریخی متکی به پژوهش و کاوشهای جدید
در دو قرن گذشته توجه و علاقه به تاریخ ایران در عهد باستان به طور چشمگیری افزایش یافت و شمار زیادی از باستانشناسان و مورّخان ایرانی و غیر ایرانی، تحقیقات گستردهای را دربارهٔ تاریخ ایران در دورهٔ باستان آغاز کردند. آگاهیهای تاریخی تازهای که در نتیجهٔ خوانده شدن خطهای باستانی و کاوشهای باستانشناسی به دست آمد، نقش بسزایی در توجه و گرایش این گروه از محققان به تاریخ آن دوره داشت.
پیشینهٔ تحقیقات جدید دربارة تاریخ ایرانِ باستان:
در دورهٔ صفویه، تمایل و علاقهٔ اروپاییان برای مسافرت به کشور ما و شناختِ تاریخ و فرهنگ آن دو چندان شد. در آن زمان، نویسندگان و محققان اروپایی به واسطهٔ نوشتههای هرودت و سایر مورّخان یونانی و رومی عهد باستان، اخبار و آگاهی قابل توجهی دربارهٔ سلسلهها و شاهان ایران در دورهٔ باستان در اختیار داشتند. به همین دلیل برخی از جهانگردان اروپایی که در دوران فرمانروایی صفویان به ایران آمدند، با کنجکاوی زیاد در جستوجوی بناها و آثار تاریخی دورهٔ هخامنشی به خصوص در فارس بودند. تعدادی از این جهانگردان از آثار مذکور گزارش و تصویر تهیه کردند.
با گسترش روابط سیاسی و اقتصادی ایران و اروپا در دورۀ قاجاریه، اروپاییان بیشتری به عنوان جهانگرد، بازرگان، سفیر، باستان شناس و … به کشور ما آمدند و روز به روز بر تعداد بازدیدکنندگان خارجی از آثار و مکانهای تاریخی بخصوص تخت جمشید، پاسارگاد و شوش افزوده شد. بدین گونه، کم کم زمینه برای انجام کاوشهای باستانشناسی در ایران فراهم آمد. در زمان محمدشاه قاجار یک افسر انگلیسی به نام سِر هنری راولینسون (Henry Rawlinson) موفق به خواندن خط میخی شد و سنگ نوشتۀ داریوش هخامنشی را در بیستون ترجمه کرد. با خوانده شدن خط میخی، علاقۀ اروپاییان به فعّالیتهای باستانشناسی در ایران بیشتر شد و دولت فرانسه اجازۀ حفاری و سپس امتیاز انحصاری کاوشهای باستانی را در سرتاسر ایران به دست آورد. پس از آن بود که، باستانشناسانی از فرانسه به کشور ما آمدند و در محوطۀ باستانی شوش به حفاری و کاوش مشغول شدند.
در سال 1306 ش، کاوشهای باستان شناسی از انحصار فرانسویان خارج شد و باستانشناسان برجستهای از کشورهای مختلف مانند ارنست هرتسفلد (Ernest Herzfeld) آلمانی و آرتور پوپ (Arthur Pope) آمریکایی شروع به فعّالیت نمودند و دامنۀ کاوشهای باستان شناسی وسیعتر شد. به تدریج نسلی از باستان شناسان زبدۀ ایرانی پرورش یافتند و شروع به کار کردند.
فعّالیت 2 (صفحهٔ 64 کتاب درسی)
به پنج گروه تقسیم شوید و با راهنمایی دبیر خود، هر گروه دربارهٔ زندگینامه، آثار و خدمات علمی برجستهٔ باستان شناسان زیر اطلاعاتی را در قالب پاورپوینت گردآوری و به کلاس ارائه نمایید.
1- عزت الله نگهبان 2- عیسی بهنام 3- علی سامی 4- یوسف مجید زاده 5- صادق ملک شهمیرزادی.
1- عزتالله نگهبان
در سال 1300 خورشیدی در اهواز به دنیا آمد. تحصیلات خود را در دبستان جمشید جم و دبیرستان فیروز بهرام و مدرسه فنی آلمانی در تهران به پایان برد. او در سال 1328 در رشته باستانشناسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. در سال 1329، وارد مؤسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو شد و در مدت چهارسال مدرک فوق لیسانس این دانشکده را از آن خود کرد. طی این سالها با راهنمایی رونالد مککان به بررسی سیر سفال نخودیرنگ در منطقه خوزستان پرداخت و اطلاعات بسیاری در این زمینه جمعآوری کرد که حاصل آن را در نهایت در رساله خود تدوین کرد. مهمترین سهم وی در پیشبرد باستانشناسی ایران، ایجاد کارگاه دایمی در دشت قزوین برای فعالیتهای باستانشناختی دانشگاه تهران و تربیت دانشجو در این کارگاه است. او با پشتکار فراوان و روحیه خستگیناپذیر، موفق به کسب مجوز و بودجه لازم برای تعمیر کاروانسرای مخروبه محمدآباد خره شد. این مکان منحصر به فرد به کانونی برای پژوهشهای مستمر و درازمدت باستانشناختی دانشگاه تهران تبدیل شد که در آن دانشجویان با شرکت در انواع فعالیتهای میدانی برای پیشبرد اهداف باستانشناسی در ایران تربیت میشدند. دکتر نگهبان، یکی از سرسختترین مدافعان منظمکردن فعالیتهای مربوط به باستانشناسی بودهاست. بسیاری او را دشمن بزرگ قاچاقچیان و دلالان عتیقه در ایران میدانند. نگهبان در پنجمین کنگره بینالمللی باستانشناسی و هنر ایران در سال 1347، مقالهای ارائه داد و در آن مادهای پیشنهاد کرد که بر اساس آن خرید و فروش اشیای باستانی به صورت غیرمجاز و از طریق قاچاق ممنوع اعلام شود و کنگره را ملزم به صدور قانونی در این زمینه کرد. وی با ارائه این مقاله، نقش اساسی در تصویب قطعنامه محکومکردن قاچاق و فروش اشیای عتیقه داشت. عزت الله نگهبان، بیشترین میزان طلا را در حفاریهای باستانشناسی ایران بدست آوردهاست و کاوشهای وی در قالب مقاله، گزارش و کتاب، همواره مورد توجه باستانشناسان بودهاست. فعالیتهای باستانشناسی دکتر نگهبان باعث شدهاست تا به وی لقب پدر باستانشناسی ایران داده شود. عزت الله نگهبان در تاریخ 16 بهمن 1387 پس از مدتها بیماری در آمریکا درگذشت.
2- عیسی بهنام
عیسی بهنام (1285 تهران- 9 آذر 1363 تهران) از بنیانگذاران رشتهٔ باستانشناسی دانشگاه تهران، از پایهگذاران موزه مردمشناسی تهران و از چهره های جهانی در باستان شناسی و هنر ایران بود. «وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ آلیانس و تحصیلات متوسطه را در دبیرستانهای تهران به پایان رسانید و دیپلم خود را در رشته ادبی به پایان رساند.» در سال 1308 ش، در نخستین گروه دانشجویان رشتهٔ باستانشناسی به فرانسه اعزام شد و در مدت هشت سال اقامت خود در فرانسه، دورهٔ تحصیلی مدرسهٔ لوور را در باستانشناسی پیش از تاریخ به پایان برد و به اخذ درجهٔ لیسانس از دانشکدهٔ ادبیات در همین رشته و درجهٔ دیپلم از مؤسسهٔ هنر و باستانشناسی توفیق یافت. در سال 1316 ش، وزارت فرهنگ او را برای افتتاح موزه ایران باستان به ایران فراخواند و بدین جهت بهنام نتوانست رسالهٔ دکتری خود را به پایان رساند.
او در 1318 ش، به همراه علی سامی، مأمور کاوش در تخت جمشید شد، و از همین سال تا 1325 ش، موزهدار ایران باستان بود. در 1319 ش، به خدمت وزارت فرهنگ در آمد و به جای اریخ اشمیت، ریاست هیئت علمی و گروه پژوهشی تخت جمشید را بر عهده گرفت. در 1320 ش، به تدریس در دانشگاه تهران پرداخت و رشتهٔ باستانشناسی را پایه گذاری کرد. وی چندی نیز منشیگری و مترجمی سفارت افغانستان در تهران را بر عهده داشت. «او افزون بر استادی دانشگاه، در شورای موزه های ایران، پُرکار و در کنگره مردم شناسی در پاریس سخنگو بود. همچنین او نماینده ایران برای بردن اشیا وابسته به نمایشگاه هفت هزار سال هنر ایران در پاریس بود. از دیگر کارکردهای دلسوزانه او، میتوان از نمایندگی ایران برای برپایی نمایشگاه نقاشی در مسکو و لنینگراد و پایه گذاری موزه مردم شناسی در ایران نام برد.» در سال 1333ش، با اخذ درجهٔ معادل دکتری از شورای دانشگاه تهران، به دانشیاری دانشکدهٔ ادبیات و پس از آن به استادی ارتقا یافت. وی 23 سال در دانشگاه تدریس کرد، «عیسی بهنام چندین روز پس از مرگ همسرش، در روز آدینه 9 آذر ماه سال 1363 خورشیدی درگذشت.
3- علی سامی
علی سامی (زاده 1289 ش در شیراز - مرگ 22 مرداد 1368) نویسنده، محقق و استاد دانشگاه، باستانشناس و رئیس مؤسسه باستانشناسی تخت جمشید بود. مرمت آرامگاه کورش بزرگ در سال 1350 ش به سرپرستی وی انجام شد. وی فرزند آقابزرگ از شاعران و نقاشان کازرونی است. علی سامی پس از تحصیل ابتدایی و متوسطه در سال 1308 ش به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به عنوان دبیر تاریخ و جغرافیا در مدارس شیراز مشغول تدریس شد و پس از آن به مدیری مدرسه و تصدی دانشسرای مقدماتی ارتقا یافت. پس از آن در رشته ادبیات و باستانشناسی و تاریخ مشغول تحقیق شد و در این رشته از دانشگاه آزاد آسیایی درجه دکتری افتخاری دریافت کرد، سپس وارد وزارت فرهنگ شد و از سال 1315 نیز به تعمیرات ابنیه تاریخی شیراز پرداخت. در همین زمان، آرامگاه حافظ ساخته شد و موزه پارس و آرامگاه خواجوی کرمانی و مسجد جامع عتیق مرمت شدند. سپس به ریاست بنگاه علمی و حفاری تخت جمشید و بعد به سِمت ریاست اداره باستانشناسی فارس منصوب شد. از اشیای کشفشده توسط علی سامی، تعدادی در موزه ملی ایران نگهداری میشود که از آن جمله است: سر شاهزاده هخامنشی از سنگ لاجورد و بشقاب سنگی به خط آرامی. وی بیش از سی جلد کتاب نوشت که مهمترین آنها عبارتاند از:
* آثار تاریخی جلگه مرودشت
* پارس در عهد باستان
* پاسارگاد یا قدیمیترین پایتخت کشور شاهنشاهی ایران (1330، این کتاب بعدها در سال 1375 تحت نام پاسارگاد، پایتخت و آرامگاه کورش هخامنشی «ذوالقرنین» از سوی بنیاد فارسشناسی به چاپ رسیده) که در این کتاب یافتههای باستانشناسی درباره پاسارگاد را شرح دادهاست.
* تمدن هخامنشی (3 جلد)
* تمدن ساسانی (2 جلد)
* شیراز شهر جاویدان
* نقش ایران در فرهنگ اسلامی
* مقام دانش در ایران باستان
* روزها و یادها
4- یوسف مجید زاده
یوسف مجیدزاده (زاده 1315 در تبریز) باستانشناس ایرانی است او تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در زادگاهش به اتمام رساند. در دانشگاه تهران در رشته باستان شناسی تحصیل کرد و پس از کسب مدرک لیسانس با رتبه اول در سال 1341 در سال 1344 با استفاده از بورس شاگرد اولها به شیکاگو رفت و پایه فوق لیسانس و سپس دکترا را با رساله «باستان شناسی و گرایش پیش از تاریخ و تمدن بین النهرین» تا سال 1355 گذراند. او در همان سال به ایران برگشت و با عنوان استادیار در گروه باستان شناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران مشغول تدریس شد و در سال 1356 به درجه دانش یاری رسید. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت سه سال به سمت مدیریت گروه «باستان شناسی و تاریخ هنر» و عضو شورای انتخابات و ترفیعات دانشکده ادبیات دانشگاه تهران منصوب شد. دکتر مجید زاده در سال 1367 خورشیدی بازنشسته شد. او از سال 1366 عضو شورای علمی «مجله باستان شناسی و تاریخ» مرکز نشر دانشگاهی است. یوسف مجیدزاده پس از بازنشستگی در پاریس زندگی میکرد و با دعوت مسئولین سازمانهای مختلف از جمله سازمان میراث فرهنگی در اوایل دههٔ 1380 به ایران بازگشت تا ریاست عملیات حفاری و کاوشگری بسیار پیچیده منطقه باستانی تمدن جیرفت را به دست گیرد. او معتقد است که جیرفت «حلقه گم شده» تاریخ بشریت محسوب میشود.
5- صادق ملک شهمیرزادی
صادق ملک شهمیرزادی در سال 1322 شمسی در شهمیرزاد بدنیا آمد یکی از باستانشناسان و کاوشگران بهنام است که در کاوشهای تپه سیئلک نقش مهمی را ایفا کرد و مدیریت آن را برعهده داشت.
صادق ملک شهمیرزادی تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس در رشته باستان شناسی در تهران به انجام رساند. وی با عزیمت به آمریکا موفق به اخذ فوق لیسانس در گرایش باستانشناسی پیش از تاریخ ایران و بین النهرین از موسسه شرقشناسی شیکاگو شد و دکترای انسانشناسی خود را نیز با گرایش پیش از تاریخ از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد وی علاوه بر شرکت و سرپرستی کاوشهای میدانی از جمله تپه سیئلک، تالیفات متعددی نیز عرضه کردهاست. در مدت سی سال خدمت آموزشی در گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، تدریس دروس کاوش در محل، طبقهبندی سفال و اشیا، طراحی فنی و نقشهبرداری و عکاسی، بررسی آثار باستانی، سمینار و ترتیب نمایشگاه، تهیه گزارش مشروح، باستان شناسی و هنر مصر باستان، آشنایی با باستان شناسی، مبانی باستان شناسی فرهنگی، باستان شناسی پیش از تاریخ بین النهرین، باستان شناسی پیش از تاریخ ایران، باستان شناسی آسیای غربی و مصر (این واحد درسی را در دانشگاههای خارج از کشور ارائه کردند)، باستان و فرهنگ ایران باستان (این عنوان درسی رادر دانشگاه هلسینکی ارائه کردند).
به دنبال خوانده شدن خطوط کهن و انجام کاوشهای باستان شناسی، تعدادی از پژوهشگران ایرانی و غیر ایرانی پژوهشهای مستقلی دربارۀ تاریخ ایران باستان به انجام رساندند.
|
|
|
دستاوردهای کاوشها و تحقیقات جدید
کاوشهای باستان شناسی و تحقیقاتی که دربارۀ تاریخ ایران در دورۀ باستان در دویست سال گذشته صورت گرفت، دستاوردهای گوناگونی داشته است. اگرچه بخشی از آثار تاریخی کشف شده در کاوشهای باستانشناسی، به موزههای اروپا و آمریکا انتقال یافت، اما در نتیجۀ این کاوشها، اطلاعات تاریخی بسیار ارزشمندی به دست آمد. این آگاهیها کمک کرد تا سلسلههای پادشاهی مادی تا ساسانیان بهتر و بیشتر شناخته شوند و امکان تشخیص تاریخِ واقعی از افسانه، تا حدودی فراهم آمد.
کاوشهای باستانشناسی و پژوهشهای جدید همچنین نشان داد که چندین هزار سال پیش از مهاجرت اقوام آریایی، ساکنان فلات ایران به یکجانشینی و کشاورزی روی آورده و تمدن نسبتاً پیشرفتهای را بنیان نهاده بودند. یکی دیگر از نتایج تحقیقات دو قرن گذشته، تقسیمبندی جدیدی بود که مورّخان از تاریخ ایران در دورۀ باستان ارائه کردند.

فعّالیت 3 (صفحهٔ 65 کتاب درسی)
نمودار صفحهٔ 62 را با نمودار بالا مقایسه و تفاوتهای آنها را بیان کنید.
نمودار صفحه 62 در کل فقط 4 دوره برای ایران باستان قائل بود. ولی نمودار صفحه 65، دوران تاریخی و پیش از تاریخ را بیان میکند و تقسیمبندی دوران تاریخی به دو گروه حکومت آریائیان و پیش آریایی نشان میدهد که هر یک به گروههایی تقسیم شدهاند. هرچه از دورۀ ساسانی به دوران پیش از تاریخ نزدیک شومی اطلاعات تاریخی کمتر میشود. در قرنهای گذشته که باستان شناسی صورت نمیگرفت، دوران اولیه تاریخ ایران تا دورۀ اشکانیان مبهم بود و به اسمهای پیشدادی و کیانی شناخته میشد و بیشتر به صورت اسطوره بیان میشد؛ ولی با یافتههای باستان شناسی، سلسلههای ماد و هخامنشی جای پیشدادیان و کیانیان را گرفتند و تاریخ از حالت افسانه و اسطوره خارج شد.
منابع تحقیق تاریخ ایران در دوران باستان
در درس اوّل خواندید که منابع تحقیقِ تاریخ به دو دستهٔ منابع دست اوّل یا اصلی و منابع دست دوم یا فرعی تقسیم میشوند.
1- منابع دست اوّل
منابع دست اوّل یا اصلی تاریخ ایران باستان به دو دستهٔ منابع غیر نوشتاری و منابع نوشتاری، تفکیک میشوند.
الف- منابع غیر نوشتاری
این دسته از منابع، شامل تمامی آثار مادی و دست ساختههایی میشود که از ایرانیان باستان بر جای مانده است. ابزار، ظروف، اشیا و بقایای بناهای مختلف مانند کاخها، آتشکدهها، پلها، آببندها، کاروانسراها و... که از روزگار ایران باستان باقی مانده است، منبع دست اوّل برای پژوهش در آن دوره به حساب میآیند.
این منابع، حاوی اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران باستان هستند و ابعاد مختلف دانش، فنون، مهارتها و خلّاقیتهای ایرانیان را در این عصر آشکار میکنند.
فعّالیت 4 (صفحهٔ 66 کتاب درسی)
الف- به نظر شما چرا آثار و اشیای متعلق به دوران پیش از تاریخ، نقشی کلیدی در شناخت این دوره دارند؟
در دوران پیش از تاریخ به دلیل عدم اختراع خط، اطلاعات مستند و جامعی موجود نمیباشد به همین دلیل آثار و اشیاء متعلق به آن دوران تنها مستندات و مدارک شناخت دوران پیش از تاریخ میباشند.
ب- به تصویر آثار و بناهای بالا به دقت نگاه کنید و با راهنمایی دبیر خود بگویید این آثار و بناها، حاوی چه اطلاعاتی دربارۀ گذشته هستند؟
اطلاعاتی در مورد وضعیت فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و خلاقیتهای انسان در دورۀ باستان، نحوۀ زندگی اجتماعی، جایگاه شخص شاه، دانش، فنون، مهارتها و... هستند.
پ- اشیا و ابزارهای باستانی چه اطلاعاتی دربارۀ سازندگان و استفاده کنندگان این آثار در اختیار محققان قرار می دهند؟
اطلاعاتی در رابطه با علوم و فنون گذشته برای ساخت وسایل و نشان دهندۀ آداب و رسوم و اعتقادات با توجه به نقاشیهای روی ظرف و نوع نیاز متداول آن دوره میباشد.
ب- منابع نوشتاری
منظور از منابع نوشتاری، تمامی نوشتههایی است که دربارۀ رویدادهای تاریخی ایران در عهد باستان نگارش یافتهاند و یا اینکه میتوان از آنها اطلاعات و شواهد تاریخی به دست آورد. برجستهترین منابع نوشتاری این دوره عبارتاند از سنگ نوشتهها، گِلنوشتهها، سالنامهها و کتابهای تاریخی، ادبی، دینی و جغرافیایی.
منابع نوشتاری تاریخ ایران در عصر باستان را میتوان به دو گروه نوشتههای ایرانی و نوشتههای غیرایرانی طبقهبندی کرد. عمدۀ منابع نوشتاری غیرایرانی را کتابهای مورّخان یونانی و رومی تشکیل میدهند که در صدر آنها، کتاب تاریخ هرودت قرار دارد. در تورات، کتاب دینی یهودیان نیز مطالبی دربارۀ هخامنشیان و به خصوص کورش بزرگ وجود دارد.
فعّالیت 5 (صفحهٔ 67 کتاب درسی)
با توجه به روابطی که میان ایران با یونان و روم در دوران باستان وجود داشته است، استدلال کنید که چرا یک مورّخ و محقّق نباید تمام نوشتههای مورّخان یونانی و رومی دربارۀ ایران را بی چون و چرا بپذیرد؟
زیرا همواره بین امپراتوریهای یونان و روم با ایران رقابتهای سیاسی و نظامی و اقتصادی وجود داشت و گاهی این رقابتها منجر به جنگ میشد. مورخان یونانی و رومی همواره تحت تأثیر این رقابتها و جنگها نوشتههای یک جانبهای به جای گذاردهاند که اصل بیطرفی و صداقت در آن رعایت نمیشد. از این رو نمیتوان تمامی نوشتههای آنان در مورد ایران را بیچون و چرا پذیرفت.
منابع نوشتاری ایرانی
اگرچه ایرانیان در عصر باستان همچون یونانیان و رومیان، در نوشتن کتابهای تاریخی موفق نبودند، اما شواهد و قرائن زیادی وجود دارد که نشان میدهد ثبت و ضبط وقایع و حوادث مهم، مورد توجه بوده است و دبیران مخصوصی به این کار اشتغال داشتهاند؛ بنابراین، در ایرانِ باستان، هرچند وضعیت تاریخنگاری مانند یونان و روم مطلوب نبوده و مورّخان بزرگی پا به عرصه نگذاشتهاند، اما به گفتهٔ هرودت، ایرانیان از شعور و آگاهی تاریخی بالایی برخوردار بودهاند. شاید یکی از دلایل ضعف تاریخنگاری در آن دوره، این باشد که سنّت شفاهی، بسیار مقبولتر و پسندیدهتر از سنت کتابت بوده است. علاقه و عادت به حفظ سینه به سینهٔ مطالب در قرنها و حتی هزارهها، لزوم ثبت و نگارش آنها را در درجهٔ اهمیت کمتری قرار داده است.
سنگ نوشتهها و لوحهای گلی
مهمترین منابع نوشتاری ایرانی در دورۀ هخامنشیان هستند. پنج ستون از سنگ نوشتۀ بیستون که در حقیقت گزارشی تاریخی محسوب میشود، به شرح وقایع دوران آغازین فرمانروایی داریوش بزرگ و سرکوب شورشهای نواحی گوناگون اختصاص دارد. سنگ نوشتههای دیگری نیز از این پادشاه و دیگر شاهان هخامنشی وجود دارد که رویدادهای تاریخی را شرح میدهند.
علاوه بر سنگ نوشتهها، در کاوشهای تخت جمشید بیش از سیهزار لوح گلی به زبان ایلامی کشف گردیده، که تاکنون حدود چهار تا پنج هزار لوح خوانده و ترجمه شدهاند. این لوحها اطلاعات سودمندی دربارۀ اوضاع اقتصادی و اجتماعی و تشکیلات اداری دورۀ هخامنشیان ارائه میدهند.
از دورۀ ساسانی نیز تعداد زیادی سنگ نوشته بر جای مانده که رویدادهای تاریخی را گزارش میکنند. از آن جمله است: سنگ نوشتۀ شاپور یکم در کعبۀ زرتشت در نقش رستم که شرح جنگهای این پادشاه با رومیان را بازگو میکند.
همچنین در این دوره، کتابهایی در موضوعهای تاریخی، دینی، ادبی و جغرافیایی نوشته شده که برخی از آنها از به جا ماندهاند. خداینامهها از مهمترین نوشتههای تاریخی دورۀ ساسانی به شمار میروند که بازگو کننده تاریخ عمومی سرزمین و مردم ایران از آغاز آفرینش تا اواخر حکومت ساسانی هستند. محتوای خداینامهها، آمیخته با افسانه و قصههای کهن بوده و مطالب راجع به دورۀ ساسانی در آنها با واقعیات تاریخی انطباق دارد. در قرون نخستین هجری مورّخان مسلمان ایران، مانند طبری و دینوری با استفاده از ترجمهای عربی از خداینامهها، تاریخ ایران باستان را نگاشتند. نوشتههای این مورّخان تا دویست سال پیش همچنان منبع اصلی مطالعه و شناخت تاریخ ایران باستان به حساب میآمد. متن اصلی خداینامهها و ترجمۀ عربی آنها از بین رفته و چیزی از آنها باقی نمانده است.
|
|
2- منابع دست دوم
منابع دست دوم شامل انواع مختلفی از کتابها، مقالهها، پایان نامههای تحصیلی و طرحهای پژوهشی است که در دویست سال اخیر توسط مورخان، باستانشناسان و زبانشناسان ایرانی و غیر ایرانی نوشته شده است.
فعّالیت 6 (صفحهٔ 69 کتاب درسی)
به پنج گروه تقسیم شوید و با راهنمایی دبیر خود، هر گروه پنج منبع دست دوم یکی از دورانهای زیر را شناسایی و در چند سطر معرفی نمایید:
الف- دوران پیش از تاریخ ایران؛ ایران از آغاز اسلام (رومن گیرشمن) - تاریخ ایران باستان یا تاریخ مفصل ایران قدیم- تاریخ تمدن و فرهنگ ایران
ب- دوران ایلام و ماد؛ تاریخ ایران باستان (دیاکونف) - تاریخ ایران باستان تا پایان سده 18 (پیگولوسکایا و چند تن دیگر) - تاریخ ایران باستان (پیرنیا) - تاریخ ایران باستان - (دکتر عبدالحسین زرین کوب) تاریخ ایلام (پیرآمیه)
پ- دوران هخامنشیان؛ تاریخ سیاسی هخامنشیان (داندامایف) - ایران باستان (بروسیوس) - داریوش و ایران (هینتس) - تاریخ شاهنشاهی هخامنشی (دکتر خنجی)
ت- دوران اشکانیان؛ تاریخ ایران (دکتر خنجی) - تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز (گرانتوسکی) - تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن 18 (پیگولوسکایا) - تاریخ اشکانیان (میخایل میخائلوویچ) - تاریخ اجتماعی ایران (مرتضی راوندی)
ث- دوران ساسانیان؛ شاهنشاهی ساسانی (دریایی) - تاریخ ساسانیان (زریاب) - تاریخ ده هزار ساله ایران (رضایی)
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 69 کتاب درسی)
1- ایرانیان تا دویست سال پیش چه درکی از تاریخ دورهٔ باستان خود داشتند؟
اطلاعات ایرانیان محدود به ترجمه خداینامههای دوره ساسانی و داستانهای شاهنامه بود و از سلسلههای ایلام، ماد و هخامنشیان اطلاع نداشتند. به طور کلی اطلاعات ایرانیان در مورد تاریخ باستان بسیار گسترده نبود. عموم مورخان تا 200 سال پیش، در میان سلسلههای حکومتی ایارن باستان، تنها از تاریخ ساسانیان اطلاع و شناخت نسبتا خوبی داشتند و سلسله و شاهان اشکانی را تا حدودی میشناختند، اما چندان شناختی از سلسلههای ایلام، ماد و هخامنشیان نداشتند و پادشاهان بزرگی چون کوروش و داریوش هخامنشی را به درستی نمیشناختند.
2- چه عواملی شناخت تاریخی نسبت به ایران باستان را در دو قرن اخیر متحول کرده است؟
کاوشهای باستانشناسی توسط باستانشناسان خارجی و ایرانی، خواندن سنگ نوشتههای گوناگون در مناطق باستانی، کشف و خواندن لوحهای گلی
3- سه مورد از نتایج و دستاوردهای کاوشها و تحقیقات جدید را دربارهٔ تاریخ ایران در عصر باستان توضیح دهید.
شناسایی سلسلههای ماد و هخامنشی و قبل آن، آگاهی از تمدن نسبتاً پیشرفته در فلات ایران، تشخیص تاریخ واقعی از تاریخ افسانهای و تقسیم بندی جدید تاریخ ایران پس از یافتههای باستان شناسی
4- پنج مورد از منابع غیرنوشتاری تاریخ ایران در دوران پیش از اسلام را نام ببرید.
این دسته از منابع، شامل تمامی آثار مادی و دست ساختههایی میشود که از ایرانیان باستان به جای مانده است. ابزارها، ظروف، اشیا و بقایای بناهای مختلف مانند کاخها، آتشکدهها، پلها، آببندها، کاروانسراها و...
5- وضعیت تاریخ نگاری ایرانیان در دوران باستان را بررسی و تحلیل کنید.
اگرچه ایرانیان در عصر باستان همچون یونانیان و رومیان در نوشتن کتابهای تاریخی موفق نبودند، اما شواهد و قرائن زیادی وجود دارد که ثبت و ضبط وقایع و حوادث مهم، مورد توجه بوده است و دبیران مخصوصی به کار اشتغال داشتهاند. بنابراین، در ایران باستان، هر چند وضعیت تاریخنگاری مانند یونان و روم مطلوب نبوده و مورخان بزرگی پا به عرصه نگذاشتهاند، اما به گفته هرودت، ایرانیان از شعور و آگاهی تاریخی بالایی برخوردار بودهانند. شاید یکی از دلایل ضعف تاریخ نگاری در آن دوره این باشد که سنت شفاهی، بسیار مقبولتر و پسندیدهتر از سنت کتابت بوده است.

